|
ارغوان ! شاخه ی همخون جدا مانده ی من
الهی ای مرا نور مناجات زمن بنما روا یا رب تو حاجات الهی ای دو عالم را خداوند دل و جانم بده با عشق پیوند عطایم کن در این بستان گل عشق کرامت کن تو بر من حاصل عشق دلم روشن کن از نور عبادت قبول از عبد مسکین کن ارادت غم عشقت نصیب بنده ات کن نظر بر حال این شرمنده ات کن بر این در گه مرا روی نیاز است که این درگه بر وی جمله باز است بر افروزان الهی شمع دل را بده یا رب صفا این آب و گل را ز من بنما خدایا حل مشکل تجلی کن امید من تو بر دل نوائی ده مرا اما جگر سوز به عشقت زنده کن جانم شب و روز بیانم را به رحمت باز گردان مرا با عاشقان هم راز گردان دلم را پاک از زنگ خطا کن ز فضلت بر من از جنت عطا کن مرا عشق تو باشد کارو پیشه توئی بر هر وجودی اصل و ریشه پناهی ده کریما بی پناهی نوازش کن ز رحمت رو سیاهی مراین مسکین گدای فضل یاراست امیدش سوی حق لیل و نهاراست
ای خدائی که کشی ناز دلم ای مرا منبع احسان و کرم نه بدامان عنایات سرم بی کسم غیر توام یاری نیست جز تو ام درد و جهان کاری نیست درد دل با تو فقط می گویم در بدر گشته تو را می جویم همه گویند که من مجنونم آری ایدوست که مجنون توام دل و جان سوخته محزون توام روز و شب ذکر تو را می گویم گل احسان تو را می بویم تا بمیرم نروم از بر تو نکشم دست ز خاک در تو تو پناه من و جانان منی تو بهشت من و رضوان منی ای انیس شب تنهائی من همدم این دل شیدایی من نکشم دست زدامان تو من من گدای توام و بنده تو غرق در خجلت و شرمنده تو شاد کن از کرم و لطف دلم گر چه از حضرت تو من خجلم من مسکین به تو آورده پناه
۱. در بن بست هم که باشی راهی به آسمان هست ، پس پرواز را یاد بگیر!!!!!!!!!! ۲.وقتی دیگران را کوچک می انگاریم ، بزرگی خویش را مخدوش میکنیم!!!!!!!! ۳.موفقیت برای افراد کم ظرفیت مقدمه گستاخی است!!!! ۴.قدر دانی مانند بیمه نامه است ،باید هر از چند گاهی آن را تمدید کرد !!!! ۵. اگر انسانها بدانند که فرصت با هم بودنشان محدود است ، محبت هایشان نا محدود می شود!!!!! ۶. در راه رسیدن به اوج با مردمان مهربان باش چرا که هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهی شد !!!!!! ۷.یا به اندازه آرزوهایتان تلاش کنید و یا به اندازه تلاشتان آرزو کنید ۸.گفتن و نگفتن هر دو مسوولیت دارد ،بنابراین باید سخن و سکوت بجا انتخاب شوند!!!! ۹. هر گاه فکر کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ هست که نمیتوانی او را ببخشی بدان که از کوچکی روح توست نه از بزرگی گناه اووووووو!!!! ۱۰. هنگام برخورد با مشکلات ، افسرذه و رنجیده خاطر نشوید ، خداوند هرگز بیش از حد توان شما را در معرض سختی قرار نمیدهد
سلام دوستای گلم بعد از مدتها میخوام یه مناجات بذارم امیدوارم خوشتون بیاد الهی نور امیدم عطا کن مرا دور از غم و پاک ازخطا کن الهی کن عطایم باده عشق که ناید از دلم جز ناله عشق الهی کن قبول این بینوا را مکن محروم کویت این گدا را الهی آتشی بر سینه افروز سراپای وجودم ساز پرسوز الهی کن عطا دل را نوائی بده با لطف خود دل آشنائی الهی دل زغیرت پاک بنما فروتن کن مرا چون خاک بنما الهی ده صفا روح و روانم بسوزان از فروغ عشق جانم الهی عفو خود را کن نصیبم کرامت کن که من زار و غریبم الهی ای صفای آفرینش ببخشا بنده ات را ملک بینش الهی ای کریم و حیِّ و داور توئی افتادگان را یار و یاور الهی ای جهان را بانی عشق مرا از رحمتت کن فانی عشق الهی تکیه گاه هستی من فزون گردان تو شور و مستی من الهی ای جهان دار و جهانبان پناهم ده بکوی لطف و غفران الهی عبد و مسکین و ذلیلم در این ره لطف تو باشد دلیلم الهی ای طبیب علت روح در رحمت برویم کن تو مفتوح
این شعرو یکی از دوستام برام گذاشته منم تقدیمش میکنم به همه عشق من ناز ناکن عمر ما پایون میگیره یه روزی دست زمونه تو رو از من میگیره وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه ی تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من میگیره عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره همه ناله های من از رو نگاه دوریه ی تو رو دیدن تو رو خواستن تو رو هر جا میبینم بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادت همه حرفام بخدا از عشق و از سخاوته با تو بودن توی دنیا واسه من نهایت عشق من بی کسی و شب با تو پایون میگیره همه رگ هام از حرارت نگات خون میگیره با تو بودن توی دنیا واسه من نهایت تو گمون کردی بری خاطره هات هم میمیره روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم نمیتون که تو رو هممیشه از یاد ببرم من همون عاشقتم چون که چشام بارونیه ی همه ناله های من از رو نگاه دوریه ی با تو بودن توی دنیا واسه من نهایت عشق من بی کسی و شب با تو پایون میگیره همه رگ هام از حرارت نگات خون میگیره با تو بودن توی دنیا واسه من نهایت
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو آغاز هر روز ، شروع دوباره برای آموختن است . آغازی برای تکاندن غبار از دل ونشاندن غنچه های محبت و عشق ، پس شروع دوباره زندگی بر تو مبارک
این پست رو تقدیم میکنم به سحر عزیزم و بهش میگم این وب بدون حضور تو زیبا نیست دوستدارت ساناز
الهی ای مرا آسایش دل ندارم مایه ای جز و جز سوز بیادت عیش من عیش مدام است دلم از یاد تو ارام گیرد غمت بر دل حیات جاودانی بجز کویت دگر کوئی نجویم دلی با یاد تو دمساز دارم زعشق خود مرا حرفی بیاموز بده راهم بملک پارسائی اگر من بنده ای بس ناپسندم مقیمم من بملک وجد و مستی زبان را جز به یادت نیست گفتار درخت بی بری اندر جهانم بود مسکین اسیر عشق رویت تو ای سلطان بزم آفرینش دل پر غفلتم بنمای بیدار
بچه ها : وقتی با انتقاد و سرزنش زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند وقتی با خشونت زندگی می کنندمی آموزند که جنگجو باشند وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بزدل باشند وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند اما اگر: با شکیبایی زندگی کنند بردباری می آموزند با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی می آموزند با تصدیق شدن زندگی کنندعشق را می آموزند با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند با انصاف زندگی کنند دفع از حقوق را می آموزند واگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند
ای دلبر ما ، مباش بیدل ، برما یک دلبر ما ، به از دو صد دل ، برما نه دلبر ما ، نه دل برما ،اندر بر ما یا دل ، بر ما فرست ، یا دلبر ما
در ابتدای راه من بودم وتو بودی واحساس تشنگی امید بود و میل شدید زندگی در نیمه های راه من بودم و تو بودی و احساس خستگی امید رنگ باخته بود و مایل به مردگی در انتهای راه من بودم و جز من کسی نبود در چار بند تن امید مرده بود
بسم الله الرحمن الرحیم پروردگارا؛ کریما ؛رحیما؛داورا ؛ای محبوب محبوبان؛ای معشوق عاشقان؛ای غوث مستغیثان؛ای پناه بی پناهان؛ای درمان درد مندان؛ای سرمایه وغنای مستمندان؛ای امید امیدواران؛ای نوای بینوایان؛ای نیاز نیازمندان ؛ ای نجات گمراهان؛ای روشنی دل عارفان ، ای فروغ قلب خالصان ،ای قبله مخلصان،ای عطا بخش گدایان، کدام جستجو گر بر خواست و ترا نیافت وکدام عاشق دل باخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسید؟آنان که در این دریای پر خروش حیاتبه جستوجویت برخاستند ترا یافتندو آنان که به عشق دیدارت با پای دل بسویت آمدند ،با دیده جان به دیدارت نائل شدند
ای شبهای بی ستاره ا ای فریاد کویر در عطش باران ای دستهای رو به آسمان این منم انکس که از جاده های بی انتهای زندگی می آید شب بلند ای دردهای من وروز به عظمت قلب تنهای من آغاز شدن من کیستم به پای کدامین سنگ نام مرا خواهند نوشت فریاد من همه از درد بود خدایا مهربانیت را آنچنان به رخم کشیدیکه در ستایش تو ماندم عشق را آنگونه پاک و بی ریا در قلبم کاشتی که قلبم از این همه لاله عشق به گلستان مبدل شد الهی بزرگی این عظمتی است بی پایان خدایا اینک دستهایم را به سویت دراز خواهم کردو تنها تنها یک چیز از تو می خواهم چه لحظه زیبایست اجابت دعای من ودعای من تنها موفقیت اوست هر کجا که باشد , با هر که باشد
خدایا وقتی نام تورا بر زبان می آورم. دنیا را با همه عظمتش در یک قطره باران وکائنات را روی روی یک غنچه سرخ جای میدهم. وقتی صدایت می کنم کلمه ها عاشق می شوند و گرم ونورانی از دهانم بیرون می ریزند. خدایا دروازه های قلبم را فقط به روی تو می کشایم و اتاقهای کوچک آن را در اختیار تو می گذارم. دلم می خواهد بوی تو آنقدر فراگیر شود و وجودم را پر کند که عطر زیباترین گلها را از یاد ببرم خدایا وقتی به یاد تو پنجره ای را باز می کنم و پرده ای را کنار می زنم نسیم و درختان را شبیه تو می بینم . پلکهایم را نمی بندم . همه چیز شبیه توست حتی پرنده ای که عشق را به منقار گرفته و به لانه می برد خدایا من یک نقطه کوچکم بر صفحه سفید هستی خوشحالم که مرا میبینی و به حساب می آوری و به فرشتگانت سفارش می کنی هر روز چراغ خورشید را برایم روشن کنندو به دریا ها می گویی دم به دم موجها را نشانم بدهند تا رفتن و حرکت را از یاد نبرم
مرگ از زندگي پرسيد: اين چيه كه تو را زيبا جلوه ميدهد زندگي لبخد زد گفت: دروغي كه در من است و حقيقتي كه در تو
حالا بر جاده هاي تهي جه مي گذرد؟ حالا كه ابها رفته اند عبور ها رفته اند و احساسها واشكهاومشاهده را وقدمها و گامهاي مكاشفه را براي ابد به عدم برده اند اگر چه مقصد دريا بود اگر چه راه بي انتها بود حالا بر جاده هاي تهي جز هيچ جز هيچی از همه چيز..... وای که عشقم را برده اند
تقديم به تو كه نامت بهارم يادت در فكرم عشقت در قلبم كلامت در دفترم
ای مهربان فرشته زیبا سخن بگو ای مثل من شکسته وتنها سخن بگو دلگیرم از سکوت غریبی که پیش دوست بشکن سکوت را و زهر جا سخن بگو تنهاییم به حد نهابت رسیده است ای در دلم همیشه شکوفا سخن بگو آنجا که درد های من وتو یکی شدند آنجا زمن گذر کن و از ما سخن بگو من مطمئن ترین دلتنگی تو ام از حجم درد های تو دریا سخن بگو منظومه های درد های تو همواره دیدنیست با چشم های غرق تماشا سخن بگو با من که سخت مثل تو اشفته ام بیا بنشین کمی زعالم رویا سخن بگو من تشنه شنیدن شعر تو ام عزیز با من تو از زبان غزلها سخن بگو با من نه از بهار وطبیعت نه؛ بلکه از شبهای بی ستاره او سخن بگو از او که کوچک است ودلش قدر آسمان از او که مانده مثل تو تنها سخن بگو من هم درست مثل شما بی ستاره ام با من کمی به حال مدارا سخن بگو
این گلدون گل تقدیم به همه دوستای گلم * **** * *%* * * **%** * * **%%** * * *%*%*%* * )|( (_)
چه هياهوي سبزي مي وزد از شاخه هاي درخت همنفس با پرنده هايي كه ديگر پرنده نيستند و شكوفه ها صداي ريشه هاست كه ازپشت تبسم خاك مي رويد اي كاش مي دانستي بهار وقتي زيباست كه بارانش از دستهاي تو ببارد
مامور بهداشت برای بازدید به یه گاوداری میره واز صاحبش می پرسه که به گاوها غذا چی میدین میگه : آت و آشغال جریمشون میکنه و میره سال دیگه میاد و میپرسه به گاوها غذا چی میدین میترسه دوباره جربمه بشه میگه : هر چی خودمون میخوریم (چلو کباب ,چلو جوجه) باز جریمش میکنه دوباره میره ساله دیگه میاد و میپرسه به گاوها چی میدین ولی میبینه الان که باز جریمه بشه میترسه و میگه :من صبح به صبح 2000 تومان بهشون میدم میگم هرچی خودتون دوست دارین وعشقتون میکشه برین بخرین و نوش جان کنین وحالشو ببرین
من اين دنياي زيبا را به لبخند تو مي بخشم من اين اسايش شب را به روياي تو مي بخشم من اين جان عزيزم را به ديدار تو مي بخشم |
About![]()
.I Love you
Home
|